
اعتراف گرفتن و البته بعد از آن تنویر افکار عمومی حالا دیگر تبدیل به سنت لایتغیر و قابل پیش بینی نظام جمهوری اسلامی شده است.
تنویر اذهان عمومی و پرده برداری از حقایق عملی است که بر عکس کشورهای دموکراتیک جهان در ایران به جای اینکه توسط خبرنگاران کتجکاو و فیلمسازان یا روزنامه نگاران منتقد دولت انجام بشود توسط نهادهای حکومتی انجام میشود
اگر پیگیر مسایل سیاسی ایران باشید حتما تا به حال برنامه های اعتراف و اعتراف گونه ی بسیاری را از تلوزیون شاهد بوده اید که توسط گروههای برنامه سازی نامعلوم و افراد نا مشخص در برهه های خاصی انجام گرفته است
حالا با یک فلاش بک به اندکی عقب تر برمی گردیم یعنی به زمانی حدود یک سال پیش که رامین جهانبگلو توسط وزارت اطلاعات دستگیر و مورد بازجویی قرار گرفت و گفته شد که اتهام وی سعی در براندازی نظام از طریق انقلاب مخملی بوده است حالا بگذریم از اینکه چرا رامین جهنبگلو از قید اطلاعات ازاد شد و و اصلا چطور با اتهامی به این سنگینی امکان بروز چنین اتفاقی افتاد حتی بگذریم از حرف و حدیث هایی که در اولین روزهای پس از آزادی جهانبگلو در مورد اعترافات او مطرح شده بود اما امروز اتفاق جالبی افتاده است
بعد از گذشت یک سال تلوزیون ملی با تبلیغات گسترده خبر از پخش برنامه ای با نام"به اسم دموکراسی" می دهد که در ابتدای تیزر تبلیغاتی آن تصویری از رامین جهانبگلو با این دیالوگ پخش می شود که" من رامین جهانبگلو هستم...ارتباط من با نهادهای امریکایی..."و کات تصویر به هاله اسفندیاری منتقل میشود و بعد از دیالوگی از همین دست تصویر به کیان تاجبخش می رسد
در این میان و به بهانه ابن برنامه چند سوال به وجود می آید
اول اینکه چرا بعد از گذشت بیش از یک سال از ماجرای دستگیری و اعتراف استاد فلسفه ای مانند جهانبگلو فیلم اعترافات وی حالا و در آستانه ی برگزاری انتخابات مجلس هشتم پخش می شود دوره ای که نیروهای سیاسی کشور در حال یار گیری و ائتلاف و تبلیغ هستند
دوم اینکه چرا نام این مجموعه که در واقع روشن کردن چهره ی معاندان نظام و دشمنان ملت از دید رسانه ی ملی است."به اسم دموکراسی"گذاشته شده است ایا قصد از این نام گذاری موازی کردن دموکراسی خواهی با معاندت و تلاش برای براندازی نیست
سوم اینکه اگر جرم یا حتی اتهام افرادی مثل جهانبگلو یا هاله اسفندیاری یا تاجبخش سعی در براندازی نظام از طریق انقلاب های مخملی بوده است چرا ازاد شده اند و چرا موضوعی با این درجه ی اهمیت بالا در همان برهه برای مردم تبیین نشده و حالا بعد از گذشت این مدت آن هم با این تدابیر تبلیغاتی مطرح می شود چراکه ازادی کسانی مانند جهانبگلو با این اتهام سنگین و این درجه بالا برای تهدید امنیت ملی!!!! لزوم در زندان ماندن دانشجویان کم نقش و خطری مثل امیر یعقوبعلی و امثالهم را زیر سوال می برد
چهارم اینکه این برنامه توسط چه کسانی تهیه شده است و اینکه آیا هنوز در بین مردم این فانوس ها و این نیمه ی پنهان نمایی ها مخاطب و تاثیر قابل توجه خواهد داشت و آیا صدا و سیما با پخش این برنامه سعی در اجرای طرح تبلیغاتی کوتاه مدت برای تخریب برخی گروه های اصلاح طلب و بهره برداری از رسانه ی ملی برای انتخابات مجلس را دارد
باید منتظر بود و امشب و فردا شب برنامه ی "به اسم دموکراسی" را از شبکه ی اول سیمای جمهوری اسلامی مشاهده کرد
یک عکس جدید دارم با اسم "پوست اندازی" این عکس حاصل یه سفر اجباری به همدان شهر پدر و مادری بنده است

خبر کوتاه بود
امیر یعقوبعلی بازداشت شد
و خیلی تاسف انگیز که بازذاشت هر آدم با هر مسلک و فکر یه حرف ناگفته داره و اون هم اینکه هنوز بشر به ظرفیت کنار هم بودن و انسان وار زندگی کردن نرسیده
چطور می شه ادعای عدالت کرد و اون وقت به هر نحوی که شد شکست و بست و صداها رو خفه کرد
برای امیر یعقوبعلی هرجا که هست و تو هر زندونی که داره به سر می بره آرزوی صحت و سلامتی میکنم امیدوارم مثل همیشه ذوق استدلال آوردنش همراهیش کنه و هراس راهی به قلبش نداشته باشه
برای امیر برای همه
از نعره های شهر پیداست
که در باده ها دست برده اند
وگرنه این خراب محتسب زده کجا و نعره کجا
یک عده گزمه ی مست
حتما خواب بوده اند
و چند مست آشوبی عریان
بیدار
در خم شهر به جای آب شراب کرداند
وگرنه این خراب محتسب زده کجا و نعره کجا
حكم به روش ايراني
برای مردان کاخ سعد آبادی سالهای ۷۶ تا ۸۴این روزها انتخابات مجلس به مهمترین دغدغه ی ذهنی بدل شده است موضوعی که همانقدر که ترس به جبهه ی اصولگرایان راه داده به همان اندازه هم برای اصلاح طلب ها تحرک و تردید به ارمغان آورده است.
تحرک از این جهت که آنان به هیچ عنوان نمی خواهند یک بار دیگر مثل دوره هفتم به خاطر عدم اجماع مجلس را از دست بدهند و تردید برای اینکه هراس از عملکرد تقریبا قابل پیش بینی شورای نگهبان در رد صلاحیت ها آنان را رها نمی کند.
در این میان سعی هر دو طرف این بازی باخت باخت بر این خواهد بود که برنده ترین برگه های خود را رو کنند
حداد عادل از جبهه ی اصولگرایان از جمله برگه های قابل بازی طرف اصولگرا است که هنوز مثل بسیاری از آنان سوخت نرفته و با وجود عملکرد سیاسی آشکار هنوز هم خود را طبق سناریوی همیشگی یک چهره ی فرهنگی معرفی می کند
اما در گروه مقابل هنوز چهره ای که توانمندانه برای مقابله با برگ برنده ی اصولگرالیان توان معرفی را داشته باشد به بازی وارد نشده است و تلاشهای عده ای هم که می خواستند در این بازی باخت باخت برای اصلاح طلبان محمد خاتمی را وارد کنند به شکست انجامیده است
باید منتظر بود و دید کدام مدیران طبق الزام قانون برای شرکت در انتخابات مجلس استعفا میدهند
در هر صورت این بازی برای اصلاح طلبان بازی باخت باخت است چرا که آنها به خوبی از موضع شورای نگهبان در قبال نامزدهای احتمالی خود اگاه هستند و در این میان خرج کردن چهره هایی مانند خاتمی به جز تشدید شکست سودی نخواهد داشت تشدید شکستی که حتما از سوی صدا و سیما برای ضعیف تر شدن موضع اصلاح طلبان در اهم وظایف قرار خواهد گرفت
به خاطر يك سري مشكلات مدتي نمي تونم وبلاگ رو به روز كنم به خاطر همين اين كار رو قبل از مسافرت به افغانستان به دوست و همكار خوبم نگار نجفيان مي سپارم چون دلم نمي خواد اين صفحه تعطيل باشه
اما قبل از رفتن يك سري شعر و دست نوشته دارم كه مي سپارم به خانم نجفيان اميدوارم مثل هميشه مخاطب اين صفحه باشيد تا با يك دنيا عكس و حرف از افغانستان و پاكستان دوباره براي ديدارتون تو اين صفحه برگردم
براي با نو نگار
از پنجره ي اتاقم ماه پيداست
و آن سو تر
سه تار كهنه ي ناكوكي
خسته
كه ترانه اي در خور ماه بالا بياورد