دانشنامه ها همیشه جزء منابعی هستند که اهالی پژوهش و تحقیق در جهان به آنها مراجعه می کنند به خصوص کسانی که در مورد فرهنگ یا تاریخ یک ملت تحقیق می کنند بیشترین مخاطبان دانشنامه ها هستند، در ایران اما خلاء یک دانشنامه معتبر و قابل دسترس همچنان مشاهده می شود چرا که بزرگترین دانشنامه ایرانی سرنوشتی غمگین و تاسف بار داشته و امروز بعد از ۳۵سال از آغاز کار آن مانند بسیاری از پروژه های علمی که در زمان شاه کلید خورده اند در غربت دارد به سختی ادامه حیات میدهد.
نوشته این هفته من برای
رسانک در مورد این دانشنامه بزرگ و سرنوشت آن و مراحل پایانی این پروزه در غرب است.
....
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 0:45 توسط مهدی جلیلی
|
سالها پیش وقتی هنوز کرنای جنگ نعره می کشید، وقتی هنوز پدرم زنده بود با آن شمایل شاد و خون گرمش لای رگهای سبز و تیره بازوانش جریان داشت و می گشت و می گشت تا در انتها به دستانی می رسید حاوی یک تفنگ دسته قرمز روسی...وقتی هنوز بمب های هشت متری آلمانی توی کوچه های شش متری همدان آوار می شدند، وقتی هنوز هواپیماهای اف-14 آمریکایی بالای سر شهر محض لالای بچه ها دیوار صوت می شکستند و جیغ می زدند...وقتی هنوز ترکش و خمپاره بود و جنگ...وقتی هنوز صحبت مردم نه قیمت اجاره و ملک بود نه قیمت نفت و برنج و طلا...من متولد شدم درست در نیمه ی شبی که بهار را نصف می کرد یعنی درست وسط بهار
و نام کوچک من مهدی شد چرا که هنوز مذهب اداره ثبت احوال را اداره می کرد...آن سال که نیمه اردی بهشت با نیمه شعبان یک روز بود و شهر را با پوکه های خالی و نوارهای سربی و سرخ آذین بسته بودند، در یک هوای بهاری شاد که قاطی اش کمی باد سرد الوند هم همراه داشته است من متولد شدم
و نام کوچک من مهدی شد...

...همین
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:29 توسط مهدی جلیلی
|
جناب آقاي رئيسجمهور
اينجانب تعبيرات به كار رفته در نامه شما را مناسب نميدانم و از لحن آن نامه و تعريضات صريح يا تلويحي مندرج در آن گلهمندم، اما هرگز قصد ندارم با چنان لحن و بياني به پاسخگويي اقدام كنم. اعتقاد اينجانب اين است كه بايد به دولت جنابعالي در خدمت به كشور و مردم كمك كنم و تلاش خواهم كرد در اين راه عمل به قانون را زمينه اصلي همكاري و دوستي قرار دهم و برادري و عقل و منطق و اخلاق و صبوري و متانت را پيشه كنم و اين همه را به سود و صلاح خود و نظام كشور و ملت ميدانم.
...
توضیح اینکه یک مدتی است یک مثلا دعوایی میان آقای حداد و آقای احمدی نژاد بر سر استنکاف رییس جمهور از امضای قوانین مصوب در مجلس صورت گرفته، از صورت تصنعی دعوا که بگذریم نوع آن یعنی روش نامه نگارانه آن ،آن هم با توسل به خبرگزاری ها جالب است و نشان از اینکه دنیای مجازی تا چه حد جای خود را میان سیاستمداران باز کرده است که آنها به جای هر رسانه دیگری از فضای وب و اینترنت برای بیان عقایدشان استفاده می کنند و این یعنی اندک اندک اینترنت و وبلاگها دارند به یک رسانه موازی برای تلویزیون و مطبوعات در می آیند.
اصل نامه احمدی نژاد و پاسخ حداد عادل رابا
کلیک در اینجا بخوانید، البته با این پیش فرض که اصل وجود چنین دعواهای زرگری هم برای پیش برد دموکراسی از نوع حدادی و احمدی نژادی بدک هم نیست البته اگر یک مقدار از تابلو بودنش کمتر بشود تا حداقل عوام باورش کنند و خیال خام ببرند که اینها بر سر مصالح مردم با هم مجادله هم می کنند.
...
+
نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 1:16 توسط مهدی جلیلی
|
این روزها به خصوص در دولت نهم شعارهایی از قبیل همگانی کردن فلان چیز برای همه خیلی به گوش می رسد یکی از این فلان چیزها هم که باید همگانی بشود تئاتر بود که اقای صفار هرندی گیر عجیبی برای همگانی کردن آن داده است، وزیر محترمی که بسیاری از نشریات با تیراژ های قابل توجه در دوره مدیریت وی بر فرهنگ به تعطیلی رفته و از دسترس همگان خارج شدند.
نوشته ی زیر که برای
رسانــــــک آماده شده بود نقدی بر همین موضوع همگانی کردن تئاتر است با نگاهی به شرایط و توانایی های هنری مثل تئاتر برای همگانی شدن و ...
...
+
نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387ساعت 14:22 توسط مهدی جلیلی
|