نگاهی کوتاه به سینمای "استنلی کوبریک "
تفویـض ِ اختیـار به انسـان
کوبریک ، فیلمساز ِ انسان است و صحنه های آثار خود را میان حیات انسان هارقم میزند ،در آثار کوبریک انسان است که به محور تمام زمین می ایستد و همه چیز به خاطر انسان است که رقم می خورد به خاطر علایق ،ظرفیت ها و ضعف ها و کوتاهی ها .
سینمای کوبریک سینمای خاصی است که در سال های اخیر در دنیا نیز طرفداران زیادی پیداکرده است وکوبریک به عنوان هنرمندو تصویرگری بر آمده از فلسفه ی انسان مدار ِ آمریکا به خوبی توانسته است در آثار خود انسان و جهانش را به چالش بکشد،در بیشتر آثار کوبریک سکس عاملی برای پردازش ِ مفاهیم ِ مد نظر کوبریک بوده است و بیشتر اوقات در فیلم ها بن مایه اصلی سطح ِ روبنایی اثر سکس و حواشی آن است .
کوبریک در "لولیتا" تصویر گر انسانی سر در گم است که در داستانش و در استیصال ِ بر آمده از زندگی خویش خانه ِ آن زن را فقط به خاطر دختر زیبای صاحبخانه که برهنه در باغ حیات خانه آفتاب می گیرد، انتخاب کرده است و این گونه در دام سلسله اتفاقاتی اسیر می آید که سر نوشتی دیگر گونه برای او رقم میزند سرنوشتی که حاصل ِ زندگی انسان معاصر در جهان ِ معاصر است و یا در "پرتقال کوکی" انسانی تصویر می شود که هر چند با اختیار ِ خود ویرانی برای دیگران به بار می آورد و اختیارمند بودن اوسبب آسیب به جامعه می شوداما در آخر فیلم ثابت میشود که سلبِ اختیار از آن انسان و وادار کردن او به عمل بر خلاف اختیار ِ خود - درست مثل ِ یک عروسکِ کوکی – به هیچ وجه حالت بهتری نمی آفریند بلکه باعثِ مشکلاتِ بیشتری هم می شود ،پس باید و بهتر است که اختیار را به انسان ، تفویض کرد و جامعه را برای ادامه یافتنی معقول تر بر دوش فرد گذاشت...
ادامه خواهد داشت...
بخش ِ بعدی این نوشته در مورد ِ فیلم های ِ "اسپارتاکوس" و"چشمان ِ باز بسته(Eyes wide shut)"خواهد بود