بالاي مرگ 4
بالای مرگ 4 چهارم بی حساب
...و همیشه حواشی مرگ برای شما ماندگار تر بوده است ،شما تصویرتان را از مرگ به گریه کردن آدم ها و مشایعت مردم در پی تابوت ها تقلیل داده اید چنان که وقتی به مرگ فکر می کنید ناگزیر اولین تصویری که دارید آدم های ناراحت و مغمونی هستند که به دنبال تابوت شمابا دنیایی از ناراحتی وتعریف حرکت میکنند شما بی آن که مرگ را ببینید آرزو می کنید که آدم های پشت تابوت با چنان حسرتی از خوبی های شما حرف بزنند که هر شنونده ا ی شما را به خاطر زندگیتان تحسین کند ، اما هرگز به این نه اندیشیده اید که مرگ تصویر بزرگ تری است ، که خیلی چیز های دیگر را در بر می گیرد و یکی هم این که برای ادم مرده تف ِ سرد یا گرم روی صورت اش توفیری ندارد و بالسویه است این که رویش بشاشند یا با آب داغ تعمیدش بدهند (وهمینطور است گلاب قمصــــــر کاشان هم)
بالای سر کلاغ ها هر چقدر هم که بلند باشد به اندازه ی زیر بالشان قابل رویت و حاصل خیز نیست ،البته شاید فقط من و کلاغ های ِ هرزه اینطور فکر میکنیم که آدم وقتی بمیرد دیگر حتما مرده است
ادامه خواهد داشت...
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه