دوباره های شعر
گزاف
همچون دندان طلای مرده ای در گور
مانده ام
بی انتظار خنده ای
که به چشم آیم
بی انتظار ضربه ی سنگی
که بشکنم
لغزان میان خاک و خدا
...
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان ۱۳۸۶ ساعت 23:12 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه