شعری برای نوروز
باد نوروز وزيدست به كوه و صحرا
جامه عيد بپوشيد چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نَبُود راه به دوست
نازم آن مطربِ مجلس كه بُوَد قبله نما
صوفي و عارف از اين باديه دور افتادند
جام مي گير ز مطرب كه روي سوي صفا
همه در عيد به صحرا و گلستان بروند
منِ سرمست ز ميخانه كُنم رو به خدا
عيد نوروز مبارك به غني و درويش
يارِدلدار ز بتخانه دري را بگشا
گر مرا ره به در پير خرابات دهي
به سر و جان به سويش راه نوردم، نه به پا
سالها در صف ارباب عمائيم بودم
تا به دلدار رسيدم، نكنم باز خطا
این شعر از امام خمینی را وقتی خواندم عجیب به دلم نشست، حیفم آمد آن را اینجا نیاورم.شعر به قول قدما در سبک عراقی است و نشان از روحی آرام و مهربان دارد،هرچند که این روزها از آن چهره ی مهربان کمتر چیزی باز می نمایند و بیشتر انچه نشان می دهند یک امام قاطع و مقتدر است تا یک روح الله مهربان و شاعر
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 16:35 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه