سال عشق و غربت و بلوا
مثل خیلی سالهای دیگر گذشت و دود شد و به هوا رفت،که با خودش خیلی چیزها اورد و خیلی چیزها هم برد این سال هشتاد و هشت شمسی...سالی که بچه ها همان اوایل سال اسمش را سال تجربه های جدید نامگذاری کرده بودند...سالی که در آن رسما به عقد عشق در آدم،سالی که خیابان های شهر و کشور هی پر و خالی شد و آن همه شورو شر و بلوا بر سرمان ریخت،سالی که راه غربت را بلد شدم...و امروز اخرین روز اسفند سالی است که دوستش نداشتم هرگزـ هرچند از عشق خالی نبود ـ سالی که بسیار گریه کردم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 15:31 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه