باران این وقت سال الا که دل آدم را یاد هزار غم گذشته بندازد، هیچ فایده ای ندارد...خاصه اینکه هر روز مثل بندی یک سلول بی مرز با هزار یوغ بر دست و پات بالا تا پایین این زندان ابدی را گز کنی و هیچ جیز پیدا نکنی که به اندازه مثقالی به در دنیا و اخرتت بخورد...شده ام مصداق حرف آن بنده خدایی که به مجتهد دورانش در ازای محبتی که کرده بود، گفت: حاج آقا الحمدلله شما که خسر الدنیا و آلاخره هستید.
حالا زندگی ما و دویدن هامان هم شده همان خسر الدنیا والآخره، نه فایده ای برای خودمان داریم نه شزازی از ما به دیگران می رسد.راستش را بخواهید نه اینکه قصدش را هم نداشته باشم، هرچه می دوم این مهم میسر نمی شود.
باران این وقت سال است دیگر، آدم را یاد هزار غم می اندازد
+ نوشته شده در دوشنبه دهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 18:54 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه