سرقت ادبی
کمتر کسی است که گذرش به حوزه ارتباطات بیفتد و نام "سید محمد مهدی زاده طالشی" را نشنیده باشد. دکتر مهدی زاده استاد مهربان و بی ادعایی است که در حوزه نظریه های ارتباطات جزو چند استاد رتبه اول کشور بشمار می رود.
چند روز پیش در اتاق دکتر مهدیزاده بحثی درباره دزدی پیش آمد و استاد خاطره جالبی را تعریف کرد که بازگو کردن آن خالی از لطف نیست.
"...یک روز در کتاب فروشی های اطراف انقلاب کتابی دیدم که اگر اشتباه نکنم اسمش مبانی ارتباطات یا یک چیزی شبیه به این بود، به نظرم جالب آمد چون اسم نویسنده خیلی ناآشنا بود؛ ...کتاب را برداشتم و ورق زدم،همان چند ورق اول کافی بود... نامرد تمام مقاله ها و جزوه های من در حوزه نظریه های ارتباطات را برداشته بود و پشت سر هم چاپ کرده بود و شده بود کتاب به اسم حضرتشان...آدرس انتشارات را گرفتم و چون نزدیک انقلاب بود همان موقع رفتم سراغ ناشر ...به او گفتم من مهدیزاده هستم و این کتاب از روی آثار من دزدیده شده است، ناشر با تعجب نگاهی کرد و گفت این آقا یک کتاب ترجمه ای هم دارد که ما برایش چاپ کرده ایم."
خلاصه مطلب اینکه استاد محترم و دوست داشتنی ما با دزد محترم تماس گرفته بود که چرا اینکار را کردی و جناب دزد جوابی داده بود که درخور تأمل است. آقای دزد که گویا از تحصیلکردگان ارتباطات دانشگاه آزاد بودند، جواب فرموده بودند: من این کتاب را خودم جمع نکرده ام...داده ام یک نفر دیگر جمع کرده بخاطر همین نمی دانستم نوشته های شما را دزدیده است.
از توجیه جناب دزد کتاب که بگذریم این نکته که یک عده در کشور این طور کتاب چاپ می کنند جای تأسف و همچنین مطالعه و تلاش برای مقابله دارد، زیرا به هیچ توجیهی شایسته نیست که نتایج سالها تلاش علمی یک استاد این طور سرقت شود.
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه