در که باز می شود

در

 که بسته می شود

هوای مانده در اتاق هم

از این همه نشستن و نرفتن تو خسته می شود

بلند شو 

به یاد شیهه های اسب های کودکیت

جاروی ته اتاق را دوباره اسب کن

بتاز

  به ناز

... ببین که زندگی 

 سبکتر از هوای مانده در اتاق

می رود و می رود و می رود