در ضرورت مردم نگاري
يادداشتي درباره ضرورت مردمنگاري
مردمنگاري، ستون بي پشتوانه ميراث فرهنگي
نياز جوامع و بويژه دولتها به شناسايي فرهنگها و حل مشكلات ميان فرهنگي، گروهي از انديشمندان را وادار كرد كه به مطالعه نسبت فرهنگ و ارتباطات بپردازند. اين حركت اوايل قرن گذشته همزمان با گسترش ارتباطات بين المللي در دنيا و از اروپا و آمريكا شروع شد، اين گرايش در ايالات متحده هم جنبه سياستگذاري داشت و هم جنبه عملي و كاربردي؛ زيرا آمريكاييها زماني كه بعد از جنگ جهاني دوم وارد عرصه بين المللي گشتند تازه متوجه شدند كه شناخت چنداني از فرهنگ هاي ديگر ندارند و بايد با استفاده از روش مردم نگاري و مردم شناسي به اطلاعاتي درمورد فرهنگهاي ديگر دست يابند و با طراحي دورههاي كارگاهي براي دولتمردان، ديپلماتها و دانشجويان ارتباطات، آنها را بافرهنگهاي ديگر و روشهاي برقراري ارتباط با آنها اشنا كنند.
وزارت امور خارجه آمريكا سالها مهمترين نقش را در اشاعه مردمشناسي ايفا ميكرد و با برگزاري كارگاهها و حمايت مالي از مطالعات مردمنگارانه سعي در شناخت فرهنگ جوامع ديگر و برنامهريزي براي ارتباط با آنها داشت.
مردمنگاري، هنر و علم توصيف يك گروه يا فرهنگ است كه هدف آن خلق اصول علمي نيست، بلكه هدف اصلي آن بازنمايي كامل جهان اجتماعي و فرهنگهاي موجود در يك جامعه است. مردمنگاري برآمده از مردمشناسي است و آن را ميتوان به نوعي مردمشناسي فرهنگي با تمركز بر جوامع كوچك دامنه قلمداد كرد.
ديويد ماچين يكي از انديشمندان صاحب نام حوزه مردمشناسي معتقد است مردم نگاري يك شيوه تحقيق است كه به آنچه در جهان اجتماعي جريان دارد، ميپردازد؛ نقطه كانوني مردمنگاري مشاهده و گوش كردن به مردم است آنچنان كه آنها بر حسب مفاهيمشان رفتار يا فكر ميكنند. بهعبارت ديگر مردم نگاري شيوه دسترسي محقق به زندگي روزمره مردم بر حسب معنايي است كه آنها به رفتارشان ميدهند.
مردم نگاران براي اينكه تصوير جامع و كاملي از گروه اجتماعي به دست دهند نگرشي كلي را مفروض ميگيرند و ميكوشند تا آنجا كه ممكن است يك فرهنگ يا گروه را توصيف كنند؛ اين توصيف ممكن است شامل تاريخ گروهها، دين، سياست، اقتصاد، محيط و چگونگي پيوندهاي واحدهاي اجتماعي مورد مطالعه باشد، دستيابي به چنين توصيفي نيازمند سپري كردن زماني طولاني در ميدان تحقيق و جمعآوري انواع دادههايي است كه تصويري از كل ايجاد ميكند.
كار كردن بر روي فرهنگهاي مردم براي دورههاي زماني طولاني در محيطشان معناي واقعي كار ميداني در روش مردمنگاري است؛ بهعبارتي ديگر "كار ميداني" نماد تحقيق مردمنگاري است البته بايد تأكيد كرد كه مردمنگاري صرفا يكسري مشاهده و مصاحبههايي كه بهطور كيفي تحليل شود، نيست بلكه در اين مشاهدهها و تحليلها بايد به تمام ابعاد گروه مورد مطالعه توجه كرد تا توصيفي در عاليترين سطح از يك گروه اجتماعي فرهنگي با توجه به واحدها و پيوندهاي اجتماعياش به دست داد.
يكي از اصول مردمنگاري بيطرفي است كه از طرفي باعث اعتبار نتايج تحقيقات مردمنگارانه ميشود و از سوي ديگر مردمنگاران را از داوري نامناسب و غير ضروري درباره آنچه مشاهده ميكنند، بازمي دارد؛ نكته اصلي اينجاست كه محقق مردم نگار بايد تلاش كند قضاوت خود را در توصيف پديدهها كنار بگذارد و فرهنگ ديگر را بدون ارزشگذاري ببيند.
اينجا اين سوال مطرح ميشود كه محصول نهايي يك تحقيق مردمنگارانه چيست و چه فايدهاي براي جوامع دارد؟ در پاسخ به اين سؤال بايد گفت كه اساس هدف مردمنگاري توجه به معناي كنشها و رويدادهاي مردمي است كه ما در پي درك آنها هستيم؛ مردم از نظامهاي معنايي پيروي ميكنند كه اين نظامها فرهنگشان را ميسازند و درنهايت همه آنها بخشي از ميراث فرهنگي يك جامعه هستند؛ از اين رو شناسايي اين فرهنگها علاوه بر ثبت آنها در حافظه تاريخي ملتها، به حكومتها نيز كمك ميكند تا شناخت عميقي از جامعه خود داشته باشند و يا با انجام مطالعات مردمنگارانه درباره جوامع ديگر، بتوانند در ارتباط با مردم ديگر سرزمينها موفقتر عمل كنند.
مردمنگاري از آنجا كه با زندگي مردم سروكار دارد و به مطالعه فرهنگهاي رفتاري آنان مربوط ميشود، حوزههاي متنوع و گستردهاي را نيز در برميگيرد و به نوعي تمام فضاهايي كه به زندگي مردم مرتبط ميشوند در اين حوزه قرار ميگيرند و ميتوانند موضوع مطالعات مردمنگارانه قرار گيرند؛ از همين رو بررسي ابعاد اين موضوع و تبيين حوزههاي مختلف مردمنگاري فرهنگي، ميتواند آغازي بر ثبت فرهنگ مردمي و بايگاني كردن فرهنگ گروههاي مختلف جامعه با توسل به شيوههاي علمي باشد. مردمنگاري را ميتوان بهعبارت ديگر ستوني از ستونهاي ميراث فرهنگي كشور دانست، ستوني كه نياز دارد دربارهاش بحث و مجادله شود و بيشتر گفته و شنيده شود.
«مردم نگاري آموزش» يكي از حوزههاي وابسته به مردمنگاري است كه اخيرا كتابي با همين نام به قلم دكتر نعمتالله فاضلي استاد جامعه شناسي دانشگاه علامه طباطبايي و عضو هيئت علمي دانشكده علوم اجتماعي اين دانشگاه منتشر شده است.
كتاب «مردم نگاري آموزش» اولين كتاب در زمينه مردمنگاري با نگاه به مدرسه و نظام آموزشي است كه دكتر فاضلي در آن تجارب دوران دانشآموزی خود در روستای مصلحآباد فراهان را در اوج دوران اجرای سیاستهای مدرنیزاسیون شاه به شیوة «خودزندگینامهنگارانه» روایت کرده است. این روایت توصیفی غنی از فرهنگ و شرایط یکی از روستاهای ایران در سالهای دهه 40 و 50 نمایش داده است و خاطرههای دلنشینی را نقل کرده است که خواندنش برای بسیاری یادآور تجربهای نوستالژیک و برای جوانانی که سالها بعد به آموزش و پروش ایران وارد شدهاند، خاطرهای شنیدنی و جذاب است.
با این حال، این کتاب تنها به استقبال تاریخ و خاطره نرفته است. هدف این کتاب به پیروی از روش پژوهشی مردمنگاری، مطالعة فرهنگ است. نویسنده در این کتاب تلاش کرده است تا با اتکا به تجربة زیستة خود به عنوان محصل، معلم مدرسه و سپس پدری که فرزندش در یکی از مدارس انگلیسی زبان لندن به تحصیل میپردازد، معنای مدرسه را در گذر زمان دریابد و کارکردهای فرهنگی مدرسه در جوامع روستایی را مشخص کند. به باور او با وجود تمام چالشها و کاستیها، کارکرد فرهنگی مدرسه در دوران پهلوی انتقال فرهنگ شهری و ارزشها و باورهای مدرن به روستا بوده است. شهری شدن سبک زندگی روستایی امری است که کارکرد فرهنگی مدرسه در سالهای بعد را نیز رقم زده است.
فاضلی در اين كتاب هممچنين استراتژی زمینهمند کردن تاریخی را بيان و تجربة معلمی را با رویکردی فرهنگی بررسی کرده است. او با چشماندازی تاریخی معنای معلمی را در سه دورة ظهور معلمی و شکلگیری آن به مثابه موقعیتی فرهنگی، تحول معلمی به سوی فعالیتی حرفهای و شغلی و در نهایت فرهنگیشدن معلمی دستهبندی کرده است. اين استاد دانشگاه معتقد است که ما اکنون در آغاز روند جدیدی قرار داریم که کارکردها و نقشهای اجتماعی معلمان بیش از پیش تغییر میکند و معلمان بیش از گذشته خواهند توانست به ایفای نقشهای روشنفکرانه در عرصه عمومی بپردازند. رویکرد آیندهنگرانه فاضلی در این كتاب به واقع نقدی است بر وضعیت فعلی آموزش و پرورش در عصری که بیش از پیش جهانی میشود و شبکهای از دانشهای مرئی و غیرمرئی از طریق کتابها و تلویزیون، خانوادههای حساس به آموزش فرزندان و اینترنت در دسترس دانشآموزان قرار میگیرد.
«مردم نگاري آموزش» يكي از حوزههاي وابسته به مردمنگاري است كه اخيرا كتابي با همين نام به قلم دكتر نعمتالله فاضلي استاد جامعه شناسي دانشگاه علامه طباطبايي و عضو هيئت علمي دانشكده علوم اجتماعي اين دانشگاه منتشر شده است.
كتاب «مردم نگاري آموزش» اولين كتاب در زمينه مردمنگاري با نگاه به مدرسه و نظام آموزشي است كه دكتر فاضلي در آن تجارب دوران دانشآموزی خود در روستای مصلحآباد فراهان را در اوج دوران اجرای سیاستهای مدرنیزاسیون شاه به شیوة «خودزندگینامهنگارانه» روایت کرده است. این روایت توصیفی غنی از فرهنگ و شرایط یکی از روستاهای ایران در سالهای دهه 40 و 50 نمایش داده است و خاطرههای دلنشینی را نقل کرده است که خواندنش برای بسیاری یادآور تجربهای نوستالژیک و برای جوانانی که سالها بعد به آموزش و پروش ایران وارد شدهاند، خاطرهای شنیدنی و جذاب است.
با این حال، این کتاب تنها به استقبال تاریخ و خاطره نرفته است. هدف این کتاب به پیروی از روش پژوهشی مردمنگاری، مطالعة فرهنگ است. نویسنده در این کتاب تلاش کرده است تا با اتکا به تجربة زیستة خود به عنوان محصل، معلم مدرسه و سپس پدری که فرزندش در یکی از مدارس انگلیسی زبان لندن به تحصیل میپردازد، معنای مدرسه را در گذر زمان دریابد و کارکردهای فرهنگی مدرسه در جوامع روستایی را مشخص کند. به باور او با وجود تمام چالشها و کاستیها، کارکرد فرهنگی مدرسه در دوران پهلوی انتقال فرهنگ شهری و ارزشها و باورهای مدرن به روستا بوده است. شهری شدن سبک زندگی روستایی امری است که کارکرد فرهنگی مدرسه در سالهای بعد را نیز رقم زده است.
فاضلی در اين كتاب هممچنين استراتژی زمینهمند کردن تاریخی را بيان و تجربة معلمی را با رویکردی فرهنگی بررسی کرده است. او با چشماندازی تاریخی معنای معلمی را در سه دورة ظهور معلمی و شکلگیری آن به مثابه موقعیتی فرهنگی، تحول معلمی به سوی فعالیتی حرفهای و شغلی و در نهایت فرهنگیشدن معلمی دستهبندی کرده است. اين استاد دانشگاه معتقد است که ما اکنون در آغاز روند جدیدی قرار داریم که کارکردها و نقشهای اجتماعی معلمان بیش از پیش تغییر میکند و معلمان بیش از گذشته خواهند توانست به ایفای نقشهای روشنفکرانه در عرصه عمومی بپردازند. رویکرد آیندهنگرانه فاضلی در این كتاب به واقع نقدی است بر وضعیت فعلی آموزش و پرورش در عصری که بیش از پیش جهانی میشود و شبکهای از دانشهای مرئی و غیرمرئی از طریق کتابها و تلویزیون، خانوادههای حساس به آموزش فرزندان و اینترنت در دسترس دانشآموزان قرار میگیرد.
اين يادداشت و يادداشت دكتر فاضلي را مي توانيد در صفحه ۸ روزنامه جام جم روز دوشنبه ۱۵ اسفند مشاهده كنيد.
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه