نشسته بوديم در دفتر، منتظر بودم ويژه‌نامه‌ها را بگذارند در شبكه تا ببينم...گوگل پلاس را باز كردم ساعت پنج بود، اولين پستي كه ديدم براي يكي از دوستان ساكن رشت بود كه نوشته بود" رشت دو بار لرزيد، اينجا زلزله آمده است."

گوشي را برداشتم زنگ زدم بچه‌هاي جام‌جم آنلاين گفتم رشت زلزله آْمده است، زود پيگيري كنيد خبر بزنيد، بعدش هم خودم رفتم و سايت زلزله نگاري ايران را باز كردم و ديدم اصل زلزله در اهر بوده است، هنوز اطلاعات زلزله دوم كه در ورزقان رخ داده بود روي سايت زلزله نگاري نيامده بود.

حسين نوري كنار دستم نشسته بود، او صبح‌ها در خبرگزاري پانا كار مي‌كند و دبير تحريريه آنجاست؛ بلافاصله اطلاعات زلزله را برايش خواندم و او خبر را ارسال كرد؛ تمام رسانه‌ها را رصد كرديم، اولين جاهايي كه خبر را كار كرده‌بودند پانا و ايسنا بودند.

تقلب فارس

ساعت پنج و 30 دقيقه بود، يعني نيم ساعت بعد از وقوع زلزله كه خبرگزاري فارس و مهر خبر زلزله اهر را كار كردند، خبرگزاري فارس طبق معمول ساعت خبر را نيم ساعت عقب تر زده بود تا  اعلام كند آنقدر تند و تيز است كه سه دقيقه بعد از زلزله خبر را كار كرده است،خبرگزاري مهر هم كه در نهايت حرفه‌اي گري تيتر زده بود"بناب لرزيد". در تمام اين نيم ساعت گذشته از زلزله من و همكارانم پي در پي رسانه‌هاي مختلف داخلي بويژه خبرگزاري‌هاي فارس و مهر و واحد مركزي خبر را مرور مي‌كرديم، اما خبري از زلزله نبود؛ شبكه خبر هم به زيرنويس كردن خبر وقوع زلزله بسنده كرده بود.

بي‌تفاوتي صدا و سيما

كار كه تمام شد بلافاصله رفتم خانه تا براي رفتن به مراسم احيا آماده شوم، در خانه هم تلويزيون را باز كردم تا اخبار زلزله را پيگيري كنم؛ اما دريغ از يك خط خبر يا گزارش تصويري درباره اين موضوع از رسانه ملي، رسانه‌اي كه با پول بيت‌المال همين مردم اداره مي‌شود و كارگردانان خبر ساعت‌ةاي مختلفش از همين پول حقوق مي‌گيرند.

بزرگترين اشتباه رسانه ملي اين بود كه عزاداري شب سوم امام علي (ع) را به عزاداري مردم آذربايجان پيوند نزد و از فرصت روحاني شب قدر براي ابراز همدردي مردم با آذربايجان استفاده نكرد. اين حركت اشتباه و از سر ناداني صدا و سيما باعث شد فرصت براي توهم‌پردازي بعضي‌ها فراهم شود و حرف از پوشش ندادن عمدي اخبار اين حوادث به دلايل خنده‌دار بدهند.

اشتباه هيئت دولت

چند ماه پيش يك اتوبوس از دانش آموزان اتريشي در مسير بازگشت از اردوي يك روزه در داخل تونلي تصدف كردن و اگر اشتباه نكنم 28 رنفر از آنها كشته شدند، اتحاديه اروپا چندين پيام تسليت صادر كرد، با خانواده‌هاي بازماندگان بازديد كردند و در نهايت يك روز عزار عمومي در اين كشور اعلام شد؛ اما هيئت دولت ما با وجود اينكه مي‌دانست زلزله 6.2 ريشتري در منطقه‌اي مانند اهر با آن وضعيت روستاها و خانه‌ها چندين هزار مجروح وكشته خواهد داشت، تنها به صدور اطلاعيه‌ تسليت بسنده كرد.

اعلام نكردن عزاي عمومي (كه با واكنش رسانه‌هاهم روبرو شد) به زعم بنده بزرگترين اشتباه حاكميت در برخورد با موضوع زلزله آذربايجان بود؛ چون همانطور كه مشاهده كرديد باعث دلخوري هموطنان آذري زبان شد و خلاصه دلخوري آنها امروز از زبان "نادر قاضي پور" نماينده مردم اروميه در مجلس بيرون آمد كه خطاب به رئيس‌جمهوري گفت: اگر در سمنان يا شاهرود هم زلزله مي‌آمد اينطور برخورد مي‌كرديد و باز هم عزاي عمومي اعلام نمي كرديد؛ چرا جان مردم آذربايجان از نظر شما بي ارزش است.

خنده بازار اوج ناداني صدا و سيما در شب عزاداري آذربايجاني‌ها

ديشب ديروقت به خانه برمي‌گشتم با يكي از رفقا دور ميدان ونك بوديم كه از ديدن صحنه بالا و پايين پريدن خنده‌بازاري‌ها در صفحه تلويزيون ساندويچ فروشي كنار دادگاه خانواده خشكم زد؛ ياد عكس‌هاي زلزله زده‌ها افتادم و آن پير مردي كه با چشم‌هاي خيس جنازه يك بچه را بغل كرده بود و فرياد مي‌زد.

پخش خنده‌بازار در شب گرم گريه و زاري مردم زلزله زده، در شبي كه مردم براي كمك به هموطنانشان در صف اهداي خون ايستاده بودند؛ اوج ناداني صدا و سيما و مديران برنامه‌ريزش را مي‌رساند كه فقط مي‌توان براي آن تأسف خورد و ياد آور شد كه اي كاش چند نفر اهل حرفه رسانه‌ و چند نفر تحصيلكرده ارتباطات در آن رسانه ملي جاي پسرخاله ها و دختر عمه‌ها را مي‌گرفتند تا چنين اتفاقات گريه‌داري در پرخرج ترين نهاد رسانه‌اي كشور نيفتد.

دعوا بر سر هيچ

نكته دردناك ديگري كه بعد از زلزله اتفاق افتاد فرصت طلبي برخي‌ها و خواب غفلت برخي ديگر بود؛ از كيهان و رسالت كه اصلا خبر زلزله را پوشش ندادند اگر بگذريم الحق باقي رسانه‌ها بعد از كمي خواب خرگوشي خوب به ابعاد اين اتفاق پرداختند؛‌اما در اين ميان جنگي در شبكه‌هاي اجتماعي بين دو گروه اين طرفي و آن طرفي در گرفت كه جاي تأمل دارد.

ارزشي‌ها و سبز ها همديگر را متهم كردند، فحش دادند(البته اين روند هنوز ادامه دارد) و كسي در اين ميان نپرسيد اين همه نا همنوع‌أوستي بر سر موضوعي كه نياز به همنوع‌دوستي دارد براي چيست؟