فراموشي
يك دسته از آدمها هستند كه دوست دارند هميشه خوب بودنشان را اثبات كنند؛ آنها دائما تقلا ميكنند خوب باشند و هي به همه رسيدگي كنند؛ آنها خيلي وقتها فراموش ميكنند در جامعهاي زندگي ميكنند كه فراموشكار است و خيلي زود خوبيها را فراموش ميكند جامعهاي كه به شدت از ضعف حافظه بلند مدت رنج ميبرد و حافظه كوتاه مدت آن نيز خيلي وقتها درگير مسائل سطحي است.
اين آدمها كه گفتم خيلي زود لطمه ميبينند؛ آنها دوست داشتني هستند و عموما از هوش بالايي برخوردارند؛ اما خيلي وقتها همين هوش بالا باعث انتخاب شيوههاي نادرست از سوي آنها براي برقراري ارتباط با ديگران ميشود و در نهايت حكايتشان ميشود حكايت كساني كه ميخواستند ثواب كنند و كباب شدند؛ اين آدمها خوب و كم توقع هستند و چون دوست دارند دنيا همانطوري كه خودشان هستند باشد؛ با ديگران خيلي ساده برخورد ميكنند و در مدل رفتاري خود طرحي ساده دارند؛ مدلي كه پيچيدگيهاي معمول آدمهاي امروزي را ندارد و براي همين محكوم به تمسخر و طرد است.
در ميان دوستان من هستند آدمهايي كه اينطور زندگي ميكنند و البته كه من به داشتن آنها و بدونشان در مسير زندگيم افتخار ميكنم.
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه