...

آرامگاه

نام ديگر شانه‌هاي توست

وقتي تمام مردهاي دنيا گريه مي‌كنند در چشمم

 چشمانت اما مفهوم تازه‎ایست

مثل التقاط آفریقا و قطب های جهان 

با بستری سفید و مردمی سیاه

...

دستانت

             معناي واژه ها را عوض مي‌كنند

وقتی خط می کشی

 روی پیشانی ام

   دور گردنم

روی گونه‎هام

و می‎گویی این خیابان‎ها همه به اعدام می رسند

...

لبانت الفاظ را بیگانه می کنند

و صدایت

کارخانه دگرگونه کردن واژه هاست 

وقتی برای خداحافظی، سلام می دهی