براي ثبت در تاريخ خودم
ديروز را بايد در تاريخ زندگي ام ثبت كنم؛ بايد بنويسم كه روز هشتم بهمن سال 92، درست يك سال بعد از تلخ ترين اتفاق ممكن براي يك مرد؛ مهدي جليلي فرزند حاشيهايترين خيابان شهر كوچك كبودراهنگ، در سن 28 سالگي، اولين تجربه رسمي و واقعي خودش را در باب درس دادن تجربه كرد. بايد بنويسم رخ به رخ كلي آدم كه بيشترشان به سن و سال از او بزرگ تر بودند، ايستاد و با آنها حرف زد... بايد بنويسم او در انتهاي كلاسش از اينكه هنوز آنهايي كه روبرويش بودند با اشتياق به او نگاه ميكردند، خوشحال بود و هنوز احساس خوبش ادامه دارد.
پيش از اين هم معلم بودهام؛ اما تجربه ديروز را بعنوان مبدا معلمي خودم ثبت ميكنم چون تازه ياد گرفتهام كه معلمي يعني سه ساعت خواندن و نوشتن براي يك ساعت اداره كردن يك كارگاه يا كلاس...
اين چند خط را نوشتم كه يادم بماند من اين كار را دير شروع نكردهام؛ به موقع شروع كردهام و بايد به موقع در تمام چيزهايي كه امروز مي دانم تجديد نظر كنم...
پ ن1: اولين تجربه غير رسمي من هم براي معلمي وقتي بود كه 19 سال داشتم و به بچه هاي كلاس اول دبستان تئاتر ياد مي دادم...هنوز با تعدادي از آنها دوستم؛ حالا آنها دبيرستاني هستند.
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه