ناشناس
...
ميشناسمت
تو را به لبخندت به یاد می آورم
مثل چاي دم غروب در كشتزار
خستگي مردان را ميكشي
من خطوط روي صورتت را
ميشناسم
وقتي كه ميخندي و كشتزارها ميرقصند
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 18:31 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه