پرچم صلح
خندهاش بهار بلندی است
دست انداخته در گردن درختی پیر
و دلش
گل سرخ کوچکی
بر پیراهن سفید حریر
... سربازیست در رویای تمام مردم دنیا
با دستانش که پرچم صلح است
و چشمهایش که باز پرچم صلح است
تنهاست
تنهازنی که راه میرود
و تهران دوباره بیست ساله میشود
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت 9:3 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه