کوبانی
...برای شایان ربیعی و
تمام کردهای دوست داشتنی
کـُردها
هیاهوی ناتمام دف اند
ناله تنبور در کف مَردند
عمری است زیر غرش خمپاره
هق هق نی دارند
زخمه و زیر و زارشان بم است
مثل صدای گرفته مردی در حلبچه
مثل اندوه زنی در ایلام
مثل نعره مردی بر فراز تاکستان های پاوه
کردها خان مهربانی اند
دریغ است نشنیدن صداشان
بیا برویم "کوبانی"
با دو تا تفنگ
تو سیم تنبور ببند بر قنداق
من نی به لوله قناسه
نعره بزنیم در کوه های عراق و ترانه کابوکی بخوانیم
شاید دوباره برقصند دختران
بازی کنند بچه ها
بگذار هرچه سیاهی است برقصد حتی
بیا برویم کوبانی
در گوش شب ترانه بخوانیم
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد ۱۳۹۳ ساعت 9:40 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه