از زنی که می گذرد
از شهری خیابانی می گذرد
از خیابانی زنی
از خیال زن خاطره ای
خاطره ای...
آرام با مردی
با یقه ای ایستاده بر پالتویی خیس
زن می خندد
وخیابان می خندد دوباره
می خندد انبوه خنده هایی را
که روزگاری دست در گردن پیاده رو ها داشتند
...زن خواب می بیند که از شهری
خیابانی می گذرد
31 تیر 1393- تهران، دفتر موسسه دایره
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر ۱۳۹۳ ساعت 9:45 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه