از دیر بودن
دیر به دنیا آمدم
آن قدر که هر وقت بمیرم دیر است
همیشه مردد بودم
به راه رفتن در زمین
که گور پدرم بود و مادرم را میکشت
زمین
آبلهگون از کوهها و درهها
سبز از جنگل ها
و سرخ از آتش ها
اما همیشه ترسناک بود
میدانستم که دیر به دنیا آمدهام
و یک روز دور از تو خواهم مرد
+ نوشته شده در شنبه یازدهم دی ۱۳۹۵ ساعت 17:2 توسط مهدی جلیلی
|
دکترای ارتباطات از دانشگاه علامه